( آمود ) آمود. ( ن مف مرخم ) در کلمات مرکبه چون گوهرآمود و مانند آن، بگوهرکشیده. مُنسلک به... در رشته های آن گوهر درآورده. در تارهای آن گوهر منسلک کرده. || مرصع. درنشانده:
گرفته مهد را در تخته زر
برآموده بمروارید و گوهر.نظامی.نشاندش بر سریر گوهرآمود
زمین را کرد از لب شکّرآلود.امیرخسرو.مگر سیل آمد از دریای مقصود
که شد پای حریفان گوهرآمود؟امیرخسرو.
( آمود ) ۱. ساخته.
۲. آراسته.
۳. به رشته کشیده شده: گوهرآمود.
( آمود ) ( مصدر ) در کلمات مرکب بمعنی ( آموده ) آید: گوهر آمود.
آمود. تزیین و آرایشی که به بدنۀ ساختمان افزوده شود؛ همچون پوشاننده های تزیینی و الحاقی، و نماسازی های آجری، سنگی، کاشی کاری، و گچ بری.
نماسازی سنگی
آجری کاشیکاری و گچکاری
💡 امام صاحب مرکز ولسوالی امامصاحب در شمال افغانستان است. این شهر پس از مزار شریف دومیین شهر زیارتی در شمال ولایت قندوز است. در ارتفاع حدود ۷۵۰ متری در کرانههای جنوبی رود آمودریا و در مسیر جاده قندوز ـ شیرخان بندر قرار گرفته است.
💡 درون آموده از عقلی برون اندوده از نوری یقین منسوج غلمانی مسلم رشته از حوری
💡 به درّ و گوهر آمودست نثر نثره مانندش به مشک و عنبر آکندست شعر شعری آیینش
💡 این شهر در کرانه باختری رودخانه آمودریا قرار دارد و چهارراه راههای ترکمنستان و مرکز اتصال خطوط ریل و بندرگاه رودخانهای مهم بین جمهوری ازبکستان و ترکمنستان است. این شهر دارای آبهای جاری فراوان برای باغداری و کشاورزی است.
💡 لعل شبه اندود بین جزع گهر آمود بین این آتش و آن دود بین پر آب از آن چشم ترش
💡 در معماری سنتی ایرانی، آرایشی که پس از پایان کار ساختمان بر آن بی فزایند را آمود میگویند، مانند تزیین الحاقی، نماسازی سنگی یا آجری، کاشیکاری و گچبری که در اکثر موارد کارکرد سازه ایی ندارد.