لغت نامه دهخدا
( آب باز ) آب باز. ( نف مرکب ) شناگر. سباح.
( آب باز ) آب باز. ( نف مرکب ) شناگر. سباح.
( آب باز ) (اِفا. اِمر. ) ۱ - شناگر. ۲ - غواص.
( آب باز ) ۱. شناگر.
۲. غواص.
( آب باز ) ( اسم ) ۱- شناگر. ۲ - غواص ۳ - باشخاصی اطلاق می شود که در چاله حوض حمام حرکات نمایشی انجام می دهد.
سباح شناگر
شناگر، غواص، کسی که در آب حرکت کند بدون اینکه غرق شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گرچه رقت آن عارض چون آب باز از جوی چشم چشم آن دارم که آب رفته باز آید بجوی
💡 دلم ز آینه رویان به سینه برگردید به حسرتی که سکندر ز آب باز آید
💡 سپهر حمد و سعادات سعد دین احمد که خاک درگهش افزود آب بازارم
💡 شاید به جوی رفته کند آب بازگشت چون شد تهی ز باده، مبین خوار شیشه را
💡 اقیانوس منجمد شمالی مانند امروز بود و احتمالاً سطح آن را لایهٔ نازکی از یخ به همراه کوه یخی در بخشهایی از آن گرفته بود و در آن یخزایی روی میداد. این اقیانوس سراسر پوشیده از یخ نبود و در فصلهایی روی آب باز بودهاست.