آب نوش
فرهنگ اسم ها
اسم: آبنوش (دختر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: ab-nush) (فارسی: آبنوش) (انگلیسی: abnush)
معنی: نوشنده آب، دوستدار روشنایی، آب گوارا، نام زنی در منظومه ویس و رامین
جمله سازی با آب نوش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ملک چون جرعهای زان آب نوشید بر آن صورت از احسان پرده پوشید
💡 همیشه دجله و جیحون چو دوستان قدیمی ز موج نامه باین دیده پر آب نوشتند
💡 گر این آب نوشد، که نگذاردش؟! ور آن تشنه ماند، که آب آردش؟!
💡 به جوی اندرون آب نوش روان شد ازین عدل و انصاف نوشیروانی
💡 چو بیند کسی زهر در کام خلق کیش بگذرد آب نوشین به حلق
💡 گر شکر در جام ریزم، زهر قاتل میشود چون صدف گر آب نوشم، عقدهٔ دل میشود
💡 در متون کلاسیک و اشعار کهن فارسی، شاعر با استفاده از تعبیر آب نوش، به نوشیدن آب و ارضای تشنگی در لحظات بسیار سخت و دشوار اشاره میکند.
💡 در داستانهای افسانهای، قهرمان داستان پس از عبور از بیابانهای سوزان، سرانجام به چشمهای رسید و با آب نوش، توان خود را برای ادامه مسیر بازیافت.
💡 استفاده از عبارت آب نوش در ادبیات قدیمی، نشاندهنده اهمیت حیاتی آب و پیوند عمیق میان نیازهای بیولوژیک انسان و مفاهیم معنوی در فرهنگهای مختلف است.