انجام کارهای نیک و نیکی به دیگران، به معنای انجام عمل شایسته به طور کامل، احسان نامیده میشود. این عمل فراتر از عدالت است؛ زیرا عدالت به معنای پرداختن آنچه بر عهده فرد است و دریافت آنچه متعلق به اوست، میباشد. اما این واژه به این معناست که فرد پیش از انجام وظایف خود، اقدام کند و کمتر از آنچه حق اوست، بگیرد. بنابراین، نیکوکاری به طور کلی در این دنیا، چه در گفتار و چه در عمل و حتی در طرز تفکر نسبت به دوستان و بیگانگان، منجر به دریافت پاداشهای بزرگ در هر دو جهان میشود. چرا که نیکی همواره نتیجهای نیک خواهد داشت.
احسان
لغت نامه دهخدا
احسان. [ اِ ] ( ع مص ) خوبی.نیکی. صنیع. نیکوکاری. بخشش. بِرّ. ید. دست. ازداء.انعام. افضال. نیکی کردن. نیکوئی کردن
فرهنگ معین
( اِ ) [ ع. ] ۱ - (مص م. ) نیکی کردن. ۲ - بخشش کردن. ۳ - (اِمص. ) نیکوکاری، بخشش.
فرهنگ عمید
۱. نیکی کردن، نیکی، نیکوکاری.
۲. [مجاز] بخشش.
فرهنگ فارسی
نیکی کردن، نیکویی کردن درباره کسی، نیکی، نیکوکاری، بخشش
۱ - ( اسم ) خوبی نیکی نیکو کاری بخشش انعام. ۲ - ( مصدر ) نیکویی کردن. ۳ - بخشش کردن. ۴ - نیک گفتن.
میرزا نواب ظفرخان
فرهنگ اسم ها
اسم: احسان (پسر، دختر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: ehsān) (فارسی: اِحسان) (انگلیسی: ehsan)
معنی: بخشش، نیکویی، خوبی، نیکی، انعام، نیکویی کردن، ( در تصوف ) نیکی کردن در مقابل بدی دیگران
جمله سازی با احسان
💡 یک وفا چون کنی تو با سلطان عوضش میکند دو صد احسان
💡 مول مولی میزد آنجا جان او در فضای رحمت و احسان او
💡 ز اسباب نعیم و ناز دنیا چه دارد کس گر احسانی ندارد