جلنبلق
مترادفها
مخلوط، درهمآمیخته
متضادها
زبان گویا
لغت نامه دهخدا
جلنبلق. [ ج َ ل َ ب َ ل َ ] ( ع اِ ) بانگ درکه باز و فراز گردد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
مخلوط، درهمآمیخته
زبان گویا
جلنبلق. [ ج َ ل َ ب َ ل َ ] ( ع اِ ) بانگ درکه باز و فراز گردد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).