فرهنگ عمید
( نوش آفرین ) آن که شهد و شیرینی سازد.
( نوش آفرین ) آن که شهد و شیرینی سازد.
( نوش آفرین ) نام قهرمان زن کتاب [ نوش آفرین و گوهر تاج ]. در ایران فراوان بچاپ رسیده است. نسخه خطی از این داستان مورخ بسال ۱۲۴٠ ه.ق. با خط نستعلیق شکسته متعلق به [ مخزن کتب خطی باکو ] و درباد کوبه موجود است.
۱ - ( صفت ) آنکه تولید نوش کند. ۲ - ( اسم ) نامی است از نامهای زنان.
اسم: نوش آفرین (دختر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: nuš āfarin) (فارسی: نوشآفرين) (انگلیسی: nush afarin)
معنی: جاویدان آفریده شده، ( نوش، آفرین = آفریننده )، آفریننده خوشی و لذت، آفریننده ی شیرینی، ( به مجاز ) نیکبخت و سعادتمند، ( اَعلام ) نام قهرمان زن کتاب «نوش آفرین و گوهرتاج»
💡 نوش آفرین آیرملو از خانوادههای گرجی بود که به هنگام تسلیم ۱۷شهر قفقاز به روسیه به ایران مهاجرت کردند.نوش آفرین آیرملو با عباسعلی داداش بیگ از اهالی سوادکوه، مازندران ازدواج کرد و حاصل این ازدواج رضاشاه پهلوی بنیانگذار دودمان پهلوی است.
💡 خواهران ناتنی رضا هر از گاهی به او و نوش آفرین در تهران سر میزدند و مواد غذایی و کمک مالی برای او از سوادکوه میآوردند ولی جدای این، رضا و مادرش را از داراییهای عباسعلی خان محروم کرده بودند که سرانجام رضاشاه پس از چهل سال زمانی که به مقام سردار سپه رسید به سوادکوه رفت و ارثیهاش را گرفت..
💡 در آلاشت چندان به نوش آفرین خوش نمیگذشت چون زبان مازندرانی نمیدانست و خانواده عباسعلی خان و اهالی سوادکوه مازندرانی زبان بودند و تازه عروس قادر به صحبت کردن در میان خانواده شوهر نبود و خانواده و بستگان عباسعلی خان به واسطه گرجی بودن نوش آفرین بنای بدرفتاری با او میگذاشتند.
💡 نوش آفرین که در منابع دیگر از او با اسامی سکینه و زهرا یاد کردهاند، پس از مرگ عباسعلی ماندن در سوادکوه را صلاح نمیدید.
💡 بیماری عباسعلی خان شدت گرفت و بناچار نوش آفرین که باردار بود را به دختر سومش نبات خانم که روابط بهتری با نوش آفرین داشت سپرد و به تهران رفت و در سال ۱۲۵۶ شمسی در تهران درگذشت.