ایتام

لغت نامه دهخدا

ایتام. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ یتیم. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ):
آنگاه بباید ستمگران را
داد ضعفا داد و داد ایتام.ناصرخسرو.مال ایتام و عجایز چون شیر مادر حلال دانند. ( گلستان سعدی ).
الحق امنای مال ایتام
همچون تو حلال زاده یابند.سعدی.
ایتام. ( ع مص ) یتیم دار شدن زن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). یتیم قرار دادن کسی را. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

( اَ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ یتیم، بی پدران و بی مادران.

فرهنگ عمید

= یتیم

فرهنگ فارسی

جمع یتیم
(اسم ) جمع یتیم بی پدران و بی مادران یتیمان.
یتیم دار شدن زن

ویکی واژه

جِ یتیم؛ بی پدران و بی مادران.

جمله سازی با ایتام

💡 ناله گرمی نه پیچیده است گوشش راچوگل عشق را بازیچه ایتام می داندهنوز

💡 ② ولایت موساشی (موساشی کنونی): توکیو، استان سایتاما، استان کاناگاوا

💡 از پی راه مظالم کرده از گردون برون نال ایتام بحار و خون مشکین تتار

💡 سنت کلر در سال ۱۷۷۰ دادگستر جلسات ربعوار و دادخواست مشترک دادگاه، عضو شورای مالکیت، قاضی، منشی و کاتب دادگاه ایتام و منشی محله‌های بدفورد و وست مورلند شد.

💡 (به ژاپنی: 甲武信ヶ岳 こぶしがたけ) است که در مرز سه استان سایتاما، استان یاماناشی و استان ناگانو قرار دارد و آب‌های حوزهٔ کوهستان‌چیچی‌بو در آن جاری می‌شود.

💡 نیم قطرهٔ نتوان یافت، خرند ار به مثل قطره اشک به سد در یتیم ار ایتام