آبج
لغت نامه دهخدا
( آبج ) آبج. [ ب َ ] ( اِ ) نشانه کمان گروهه. || آلتی در زراعت.
ابج. [ اَ ب َ ] ( ع اِ ) ابد.
ابج. [ اَ ب َج ج ] ( ع ص ) فراخ چشم.
فرهنگ معین
( آبج ) (بَ ) ( اِ. ) ۱ - نشانة کمان گروهه. ۲ - آلتی در زراعت. آبچ نیز گویند.
فرهنگ فارسی
( آبج ) ( اسم ) ۱ - نشان. کمان گروهه. ۲ - آلتی در زراعت.
نشانه کمان گروهه آلتی در زراعت
فراخ چشم
ویکی واژه
نشانة کمان گروهه.
آلتی در زراعت. آبچ نیز گویند.
جمله سازی با آبج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بعد از نوشتن کلاس آبجکتیو-سی میتوان از آن نمونه گرفت. برای این کار باید ابتدا برای شی حافظه بگیریم و سپس به آن مقدار اولیه بدهیم. این دو کار با دستوری مانند
💡 نوشیدنیهای الکلی بومی مکزیک شامل کاکتوس ساقه گرد، عرق صبر زرد مکزیکی، تکیلا، شراب و آبجو میشوند.
💡 پیامهای آبجکتیو-سی نیازی ندارند که اجرا شوند. اگر به شیئی پیامی بدهیم و آن شی متد مربوطه را پیادهسازی کرده باشد. اجرا میشود و در غیر این صورت اجرا نمیشود. حتی میتوان به شی پوچ نیز پیام فرستاد.
💡 مفهوم بهشت برای پاستافاریانیستها شامل کارخانهای از آتشفشان آبجو و استریپر (یا گاه روسپی) میشود. دوزخ هم مشابه همان بهشت است و فرقش این است که آبجوهای آن کهنه و پرزور هستند و استریپرهایشان بیماریهای آمیزشی دارند.
💡 فرمت آبجکت فایل یک فرمت رایانه ای است که برای ذخیرهسازی آبجکت کد و دادههای مرتبط استفاده میشود.