کج چشمی
مترادفها
چشمچرانی، نگاه کج
لغت نامه دهخدا
کج چشمی. [ ک َ چ َ / چ ِ ] ( حامص مرکب ) حالت کج چشم. کج بینی. لوچی. احولی. ( ناظم الاطباء ). دوبینی.
فرهنگ فارسی
حالت کج چشم.کج بینی
جمله سازی با کج چشمی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در بازی ایران و ولز، روزبه چشمی و رامین رضاییان گلزنی کردند که این بهترین پیروزی تیم ملی ایران در ادوار جام جهانی بوده است.
💡 انسداد سرخرگ چشمی میتواند منجر به نابینایی شود. آمبولی و ترومبوز شایعترین علل انسداد این سرخرگ هستند.
💡 این چه طاووسی نازست که اندوختهای؟ پای تا سر همه چشمی و به خود دوختهای
💡 دو عالم را توان دیدن بمینائی که من دارم کجا چشمی که بیند آن تماشائی که من دارم
💡 چون خواب خوش کنیم که شب در کمین ماست! چشمی که در خیال زند راه خواب را