این اصطلاح به بخشی از پرچم گل اطلاق میشود. هر پرچم از دو قسمت اصلی تشکیل شده است: بساک و پایه نگهدارنده آن که میله نام دارد. معمولاً از دو لوب یا کیسه تشکیل شده و هر لوب شامل یک جفت کیسه گرده یا حجره حاوی گرده است. ادامه میله پرچم که به آن رابط گفته میشود، لوبها را به یکدیگر متصل میکند. در برخی موارد، مانند تیره مالواسه، بساک تنها یک لوب دارد و در این حالت به جای دو حجرهای، آن را یک حجرهای مینامند. بساک میتواند به دو صورت چسبیده یا متحرک و گردان قرار گیرد. این بخش انتهایی و معمولاً برجسته پرچم است که حاوی دانههای گرده میباشد. باز شدن یا شکوفایی معمولاً از جهت طولی است در این حالت بین هر جفت کیسه گرده شکافی ایجاد میشود و گردهها از طریق شکاف مشترکی از هر دو کیسهٔ یک لوب بساک رها میشوند. یک شکل دیگر شکوفایی این واژه نحوهٔ باز شدن منفذی است که در بعضی از گیاهان تیره اریکاسه مشاهده میشود. در این مورد گرده از راه منافذ انتهایی به بیرون ریخته میشود

بساک
لغت نامه دهخدا
بساک. [ ب َ ] ( اِ ) تاجی را گویند که از گلها و ریاحین و اسپرغمها و برگ مورد سازند و پادشاهان و بزرگان روزهای عید و جشن و مردمان در روز دامادی بر سر گذارند. ( برهان ) ( فرهنگ نظام ). چون تاجی بود که از اسپرغمها کنند. ( لغت فرس اسدی ) ( رشیدی ). تاجی که از گلها بافند، هندش سپهر خوانند. ( شرفنامه منیری ). تاجی گویند که از گلها و ریاحین و موردساخته در روز اعیاد یا دامادی بر سر کسی نهند. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). چون تاجی بود از ریاحین و ازهار و انوار و اسپرغمها کنند که در روز عشرت بر سر نهند.
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. [قدیمی] تاج ساخته شده از گل، افسر، یسال.
فرهنگ فارسی
جملاتی از کلمه بساک
از دولت تو بساکسان هستند در حشمت و نعمت و تن آسانی
بساکس کانده فردا کشیدند که دی مردند و فردا را ندیدند
بفرست بوی پیرهن از مصر و یکنفس آرامشی بساکن بیت الحزن رسان