بدگوار

مترادف‌ها

ناگوار، ناخوشایند، ناپسند

متضادها

نیک‌گوار

لغت نامه دهخدا

بدگوار. [ ب َ گ ُ ] ( نف مرکب ) که بد گوارد. که بد هضم شود. دژگوارد. بطی ءالانهضام. بطی ءالهضم. سَیَّی ٔالهضم. بدگوارد. ( از یادداشتهای مؤلف ):
این راز نعمت تو طعامی است خوش مزه
و آن راز سطوت توشرابیست بدگوار.مسعودسعد.شراب خرمایی... غلیظ و بدگوار است و راه جگر ببندد. ( نوروزنامه ). تخم کتان بدگوار است و معده را زیان دارد. ( ذخیره خوارزمشاهی ).
تیزی و تلخ و بدگوار و غلیظ
صبری ای...خواره زن، صبری.سوزنی.آبی است بدگوار ز یخ بسته طاق پل
سقفی است زرنگار و ز مهتاب نردبان.خاقانی.چون تنور از نار نخوت هرزه خوار و تیزدم
چو فطیر از روی فطرت بدگوار و جانگزای.خاقانی.بل تا مرض کشند ز خوانهای بدگوار
کارزانیان لذت سلوی و من نیند.خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 175 ).

فرهنگ فارسی

که بد گوارد که بد هضم شود.

جمله سازی با بدگوار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مضرتش، آنچه تیره بود مانند شراب سیاه باشد و بدگوارد، و سودا انگیزد، و باد در شکم افگند، و شکن برآورد، و راههاء جگر ببندد،

💡 گفتم الله الله درین ضیافت فرع مائیم واصل تو درین هیجاء نیام مائیم و نصل تو، پر خار باد بساطی که بی تو سپریم و بدگوار باد طعامی که بی تو خوریم.

💡 مضرتش، غلیظ و بدگوارست، و راه جگر ببندد، و خون سودایی انگیزد،

💡 جرعه ی کین تو بدگوار تر از یاس طعمه ی مهر تو سازگار تر از کام

💡 بر عیش بدگوارم اگر گل شکر دهند شعرش گوارشی است که به ز آن شناسمش

💡 او در تمام طول زندگی خود سعی کرد از بروز هرگونه رفتار بدگوار و کلامی ناپسند در جمع خودداری کند تا همیشه مورد احترام همگان باشد.

💡 هیچ‌کس دوست ندارد در میان دوستان و آشنایان به عنوان فردی بدگوار و بدنام شناخته شود، بنابراین همواره مراقب رفتارهای خود در محیط‌های اجتماعی است.

💡 با وجود تمام تلاش‌های او برای اصلاح رفتار، همچنان برخی افراد با کلمات بدگوار سعی در تخریب شخصیت و اعتبار اجتماعی او در جامعه داشتند.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران