بدرستی
فرهنگ فارسی
جمله سازی با بدرستی
وَ لَقَدْ سَبَقَتْ کَلِمَتُنا بدرستی که پیش شد سخنان ما، لِعِبادِنَا الْمُرْسَلِینَ (۱۷۱) بندگان فرستادگان ما را.
من ربح و خسارت بدرستی نشناسم بوسی ده و جانی ببر از من بغرامت
رمضان آمد و شد کار صراحی از دست بدرستی که دل نازک ساغر بشکست
قالَ یا قَوْمِ نوح گفت: ای قوم إِنِّی لَکُمْ نَذِیرٌ مُبِینٌ (۲) من شما را آگاه کنندهای ام آشکارا بدرستی.
إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً (۶) بدرستی که با هر دشواری آسانی است.