لغت نامه دهخدا
بالطبع. [ بِطْطَ ] ( ع ق مرکب ) ( از: ب + ال + طبع ) طبعاً. از روی طبیعت. ( ناظم الاطباء ). طبیعةً. و رجوع به طبع شود.
بالطبع. [ بِطْطَ ] ( ع ق مرکب ) ( از: ب + ال + طبع ) طبعاً. از روی طبیعت. ( ناظم الاطباء ). طبیعةً. و رجوع به طبع شود.
(بِ طَّ ) [ ازع. ] ( ق. ) طبعاً، از روی سرشت.
طبعا طبیعه از روی سرشت
از روی طبیعت
طبعاً، از روی سرشت.
💡 می همی نوشد بجای آب جوید باز می این زبد مستی است یا بالطبع استسقا گرفت
💡 یا به این نحو است که از برای آن، دو یا سه بالاشتراک مدخلیتی است در نوع آن صفت فضیلت یا رذیلت، یا در صنفی از اصناف آن، مانند: حسدی که منشأ آن، عداوت، یا توقع وصول آن نعمت به حاسند، بعد از زوال آن از محسود باشد و مثل غرور، چنان که آدمی بالطبع مایل به چیزی باشد که خیر او نباشد و از راه جهل آن را خیر پندارد.
💡 از زمان آغاز اجرای خصوصیسازی در ایران، کارخانههای قطعهسازی زیرمجموعهٔ خودروسازان، تحت عناوینی مانند فروش اموال مازاد، از شرکتهای مادر جدا شده و بهشکل شرکت، واگذار گردیدند که باعث افزایش قیمت تمامشده خودرو، ایجاد کرسیهای جدید هیئتمدیره برای دریافت حقوق مسئولان و وابستگان آنان، شکلگیری توافقات خرید قطعه میان شرکتهای قطعهساز و خودروسازان؛ بالطبع فاکتورسازی و فسادهای مربوطه گردیدهاست.
💡 در ۱۱ اسفند ۱۳۵۶، ویلیام سولیوان سفیر آمریکا در تهران، در یکی از کلوپهای شهر سانفرانسیسکو در مورد ایران سخنرانی نمود و در آن از «عدم لیاقت مردم ایران برای دادن آزادیهای اجتماعی» اظهار تاسف کرده و گفت: «به علت آزادیهای اجتماعی در ایران، بالطبع در وقایع اخیر تبریز مقامات انتظامی دخالت نکرده تا جایی که متأسفانه در تظاهرات تبریز خسارتهای زیادی وارد آمده.»
💡 نمونه دیگر هنداونه است که در تا سده های اخیر به وضوع سفیدتر و سفتتر و پر از رگه های سفت (آوندها) بود و بالطبع شیرینی کمی هم داشت. این موضوع حتی در نقاشی های قرون وسطی نیز مشاهده میشود.
💡 سفر بازگشت از مریخ به زمین نیاز به یک فضاپیمایی دارد که بتواند خدمه داخل آن را از سطح مریخ بلند کند و در مدار قرار دهد. این موشک میتواند بهطور قابل توجهی کوچکتر از مدل زمینی باشد تا در مدار قرار گیرد. به زمین نشاندن یک فضاپیما در حال صعود کاری دشوار و همچنین وارد کردن یک فضاپیما به جو مریخ و خارج کردن دوباره آن نیز بالطبع دشوار است.