بااستخوان

مترادف‌ها

استخوانی

فرهنگ معین

(اُ تُ خا ) (ص مر. ) ۱ - نیرومند. ۲ - اصیل، خانواده دار.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - نیرومند محکم استوار. ۲ - صاحب اعتبار بانفوذ. ۳ - ریشه دار خانواده دار.

ویکی واژه

نیرومند.
اصیل، خانواده دار.

جمله سازی با بااستخوان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در زمان تولد استخوان فک پایین از دو نیمه راست و چپ تشکیل می‌شود که در جلو و در خط وسط به توسط یک بافت لیفی به هم مربوط می‌باشند ولی در طول سال اوّل بااستخوان‌سازی از دو طرف، دو نیمه استخوان به طرف خط وسط پیشروی می‌نمایند و در محلّی تحتِ عنوان التصاق چانه‌ای به هم جوش می‌خورند.

💡 مادر برای شام یک سوپ بسیار مقوی و بااستخوان درست کرد تا تمام ویتامین‌ها و مواد مغذی مورد نیاز بدن فرزندش را تامین کند.

💡 در دستور پخت این نوع خوراک سنتی، استفاده از گوشت بااستخوان برای ایجاد طعم غلیظ و لذیذ در مرق بسیار اهمیت زیادی دارد.

💡 پزشک توصیه کرد که برای تقویت مفاصل، از مصرف غذاهای بااستخوان و مغذی در رژیم غذایی روزانه خود حتماً استفاده نمایید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران