فرهنگ معین
( ~. تَ ) (مص ل. ) ۱ - اعتماد داشتن، اعتماد کردن. ۲ - باور کردن، درست پنداشتن.
( ~. تَ ) (مص ل. ) ۱ - اعتماد داشتن، اعتماد کردن. ۲ - باور کردن، درست پنداشتن.
( مصدر ) ۱ - بر قرار داشتن محکم ساختن. ۲ - باور داشتن باور کردن ۳ - اطمینان داشتن مطمئن بودن امین شمردن.
اعتماد داشتن، اعتماد کردن.
باور کردن، درست پنداشتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یَوْمَئِذٍ آن روزهن یَوَدُّ الَّذِینَ کَفَرُوا دوست دارد و خواهد ایشان که کافر بودند درین جهان، وَ عَصَوُا الرَّسُولَ و سر کشیدند از استوار داشتن رسول، لَوْ تُسَوَّی بِهِمُ الْأَرْضُ اگر زمین با ایشان هموار کنندی، وَ لا یَکْتُمُونَ اللَّهَ حَدِیثاً (۴۲) و از خدای هیچ سخن پنهان ندارند.
💡 ثم قال یا رسول اللَّه لو ادرکوک صدّقوک و اتبعوک. و سلمان بروزگار ازیشان شنیده بود که مهینه پیغامبران پیغامبر آخر الزمانست و بهینه دینها دین اوست، گفت یا رسول اللَّه اگر ترا دریافتندی ترا پس رو بودندی و استوار داشتندی. آن گه رب العالمین این آیت فرستاد در شأن ایشان: إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ الَّذِینَ هادُوا... و مصطفی ع گفت در تفسیر این آیت