اساتيد
مترادفها
استادان، معلمان، بزرگان
متضادها
شاگردان، مریدان، دانشآموزان
لغت نامه دهخدا
اساتید. [ اَ ] ( از ع، ص، اِ ) ج ِ اُستاد. استادان. اَساتیذ. اَساتِذه.
فرهنگ معین
( اَ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ استاد، استادان.
فرهنگ عمید
= استاد
فرهنگ فارسی
استادان، جمع استاد
( اسم ) جمع: استاد استادان اساتذه.
ویکی واژه
جِ استاد؛ استادان.
جمله سازی با اساتيد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ایشان دروس دینی وعربی در نوجوانی و در محضر علماء واساتيد منطقه آغاز کرد و در اوایل جوانی توان خطابه ومنبر یافت و مدتی از عمر پربرکتشان را جهت کسب علوم دینی در نجف اشرف سپری کرد.
💡 برگزاری کنفرانسهای بینالمللی فرصت مناسبی برای تبادل نظر میان اساتيد برجسته دانشگاههای مختلف و دانشجویان مستعد در حوزههای علمی است.
💡 بسیاری از دانشجویان برای دستیابی به موفقیتهای بزرگ در پژوهشهای خود، همواره از راهنماییها و نظرات تخصصی اساتيد ارشد خود بهره میبرند.
💡 احترام به اساتيد و قدردانی از تلاشهای علمی آنها، یکی از ارزشهای بنیادین در فرهنگ آموزشی و اخلاق حرفهای در دانشگاههاست.