اثنی

لغت نامه دهخدا

اثنی. [ اِ نی ی ] ( ع ص نسبی ) منسوب به اثنان و اثناعشر در صورتی که عَلم باشد. ( منتهی الارب ).

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
ثنی (۲۹ بار)

جمله سازی با اثنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مجنون گفت: «اذا ارسلنا الیهم اثنین. امیر یک دانه ی دیگر او را داد. گفت: «فعززنا بثالث ». سومی را نیز بدو داد. گفت: «فخذ اربعه من الطیر» امیر چهارمی را بدو داد.

💡 اللهم انا نعوذ بعفوک عن عقابک و نعوذ برضاک عن سخطک و نعوذ بک منک، لا تحصی علیک، انت کما اثنیت علی نفسک و الحمدلله وحده.

💡 به‌گفتهٔ مسعودی اصل نظریه اثنی عشری از کتاب سلیم بن قیس هلالی است.

💡 از خدمت ائمه اثنی عشر به حشر ما را جدا به حق شه کربلا مکن

💡 حجت بالغه ایزد منان که بکبهان نیست اثنی عشری را به جز او سرور دیگر

💡 در تحقیق احمد محمود صبحی دربارهٔ امامت در میان شیعیان اثنی عشری، مهدی به عقیده احسایی ولادت یافته‌است نه شخصی که از دیدگان پنهان باشد؛ بنابراین، احسایی یک اصل مهم شیعیان اثنی عشری را در مهدی مورد انتظارشان نقض کرد.

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز