آوردنی

لغت نامه دهخدا

( آوردنی ) آوردنی. [ وَ دَ ] ( ص لیاقت، اِ ) درخور آوردن. ازدرِ آوردن. || آنچه باید آوردن:
ز پوشیدنی هم ز آکندنی
ز هرسو بیاورد آوردنی.فردوسی.کنیم از سر آباد با خوردنی
بیاریم هر چیز آوردنی.فردوسی.گیاشان بود زآن سپس خوردنی
بپویند هر سو به آوردنی.فردوسی.ز پوشیدنی و ز گستردنی
ز هر چیز کآن هست آوردنی.فردوسی.یکی چاره ای ساخت درخوردنی
بیاورد هر گونه آوردنی.فردوسی. || واردات، مقابل صادرات:
ز ماهی بدیشان همه خوردنی
ز جائی نبد راه آوردنی.فردوسی. || هدیه. ارمغان. پیشکش. حمل:
گذرها که راه دلیران بُده ست
ببینیم تا چند ویران شده ست
کنیم از سر آباد، با خوردنی
بیائیم و آریمش آوردنی.فردوسی.ز آوردنیهای شاهانه نیز
در آن عرضه گه برد بسیار چیز.هاتفی.

فرهنگ فارسی

( آوردنی ) در خور آوردن

ویکی واژه

شایسته و مناسبِ آوردن.
ویژگی آنچه احتمال یا قصد آورده شدنِ آن هست. اگر کتاب‌ها آوردنی باشند تا چند روز دیگر آنها را می‌آورند.

جمله سازی با آوردنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هذا بَیانٌ لِلنَّاسِ این بیان کردن و پیدا آوردنی است مردمان را، وَ هُدیً و راه نمونی، وَ مَوْعِظَةٌ و پندی، لِلْمُتَّقِینَ (۱۳۸) پرهیزگاران را.

💡 نگین‌خاتم ملک‌سلیمان درکف‌است اینجا همه‌گر سنگ باشد دل به دست آوردنی دارد

💡 ثُمَّ یُعِیدُکُمْ فِیها آن گه شما را باز خاک گرداند در آن وَ یُخْرِجُکُمْ إِخْراجاً (۱۷) و باز بیرون آرد شما را از خاک بیرون آوردنی.

💡 «وَ تَرَکْنا بَعْضَهُمْ یَوْمَئِذٍ یَمُوجُ فِی بَعْضٍ» و چنان کنیم آن روز که‌ بیرون آیند از آن سدّ بر یکدیگر می‌آویزند، «وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ» و در صور آخر دردمند «فَجَمَعْناهُمْ جَمْعاً (۹۹)» و ایشان را با هم آریم بعرصه با هم آوردنی.

💡 بیاورد هر گونه ای خوردنی بدان تا نباشیم از آوردنی (؟)

💡 و قالَ الَّذِینَ کَفَرُوا ناگرویدگان گفتند: أَ إِذا کُنَّا تُراباً وَ آباؤُنا باش که ما خاک گردیم و پدران ما، أَ إِنَّا لَمُخْرَجُونَ (۶۷) ما بیرون آوردنی‌ایم از زمین؟

تلوار یعنی چه؟
تلوار یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز