لغت نامه دهخدا
( آنکو ) آنکو. ( ضمیر + حرف ربط + ضمیر ) مخفف آنکه او. آن کس که او:
یکی آنکه گفتی شمار سپاه
فزونتر بد از تابش هور و ماه
ستوران و پیلان چو تخم گیا
شد اندر دم پرّه آسیا
بر آنکو چنین بود برگشت روز
نمانی تو هم شاد و گیتی فروز.فردوسی.
( آنکو ) آنکو. ( ضمیر + حرف ربط + ضمیر ) مخفف آنکه او. آن کس که او:
یکی آنکه گفتی شمار سپاه
فزونتر بد از تابش هور و ماه
ستوران و پیلان چو تخم گیا
شد اندر دم پرّه آسیا
بر آنکو چنین بود برگشت روز
نمانی تو هم شاد و گیتی فروز.فردوسی.
( آنکو ) ( اسم ) مخفف ( آنکه او ) آنکس که او
آنکو (خوراکی). آن یا آنکو ( به ژاپنی: 餡、あん an ) به یک نوع پوره تهیه شده از لوبیا در آشپزی ژاپنی گفته می شود. این خمیر از پختن یک نوع لوبیا به نام آزوکی به همراه شکر تهیه می شود. در زمان های قدیم به طور سنتی لوبیا به نمک پخته می شد اما امروزه شکر جایگزین نمک شده است. به سبب منع خوردن گوشت در دین بودایی لوبیا جایگزین مناسبی برای گوشت بوده است و به همین دلیل مذهبی مصرف این نوع خمیر لوبیا در بین مردم چین و ژاپن گسترش پیدا کرده است. معمولاً این نوع خمیر لوبیا در داخل پوسته ای از مواد نشاسته ای نهاده می شود. معمولاً رنگ این خمیر به رنگ قهوه ای است اما ممکن است از لوبیای سفید نیز برای تهیهٔ آن استفاده کرد که در اینصورت رنگ خمیر متمایل به سفید است.
• انواع مانجو؛ در داخل این شیرینی سنتی و معروف ژاپنی آنکو قرار دارد.
• انواع موچی مانند اوهاگی و اوفوکورو، ساکورا موچی
• انواعی نان مانند آنپان
• دورایاکی
• کین تسوبا
• هاروماکی
• کاکی کوری
• تای یاکی
آنکو (کنیا). آنکو روستایی در استان نیانزا، کشور کنیا می باشد.
آنکو
(شاعرانه): آن کس که او. در الست آنکو چنین خوابی ندید/ اندر این دنیا نشد بنده وْ مرید. «مولوی»
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زین در نتوان رفت و در آن کو نتوان بود درماندهام و چارهٔ این باب ندارم
💡 وی بهدلیل چهرهٔ زیبا و اندام متناسبش، از سنین جوانی یک شوگرل و هنرمند رقص برهنه شد. پس از آنکه شهردار نیویورک فییورلو اچ. لاگواردیا کابارههای بورلسک این شهر را تعطیل کرد، آن کوریو به
💡 ستاره اقبال کوروساوا حدوداً از سال ۱۹۷۰ با شکست تجارتی فیلم غمانگیز «دودسکادن»، تا حدی رو به افول گذاشت. پس از آن استاد با فیلم "درسو اوزالاً به بازگشتی افتخارآمیز دست زد. این فیلم در جشنواره فیلم مسکو (۱۹۷۵) جایزه بزرگ جشنواره را به دست آورد و در همان سال اسکار بهترین فیلم خارجی را از آن کوروساوا کرد.
💡 جوزه لینس دوریگو (-۱۹۰۱) دربارهٔ زندگی مردم مناطق و شهرهای بزگ آثاری پدید آورد. اولین رمان او (کشتزار پسر بچه)۱۹۳۲) که قهرمان آن کودکی است که بهطور آزاد و در چمنزار زندگی میکند. این نویسنده آثار متعدد دیگری نیز پدید آورد.
💡 چون شوم خاک، سرم بر سر کویش فکنید باشد این کاسه سفال سگ آن کوی کنند
💡 این تاس خالی از من و آن کوزهای که بود پارینه پر ز شهد مصفا از آن تو