سیگارت

لغت نامه دهخدا

سیگارت. [ رِ ] ( فرانسوی، اِ ) سیگار. رجوع به سیگار شود. || قرقره باریک دارای نخی نازک ( نخ یا ابریشم ) که برای نازک دوزی و پس دوزی بکار میرود. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ عمید

= سیگار

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - سیگار برگ. ۲ - گیلز کاغذی که در آن توتون برای کشیدن ریزند. ۳ - قرقره باریک دارای نخ نازک ( نخ یا ابریشم ) که برای نازک دوزی به کار میرود.

جمله سازی با سیگارت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 این نو نخ به صورت قرقره یا سیگارت ابریشمی بوده و بهترین نوع نخ برای ابریشم‌دوزی می‌باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران