زهتاب
«زهتاب» به کسی گفته میشود که شغلش تابیدن زه است. در اینجا «زه» به روده حیوانات، به ویژه گوسفند، اشاره دارد و «تاب» به عمل تابیدن یا پیچاندن آن برای استفاده در ابزارهایی مانند کمان مربوط میشود. بنابراین زهتاب کسی است که روده حیوانات را به نخ یا رشتهای تابیده و محکم تبدیل میکند.
این حرفه، پیشهای سنتی و دقیق است که نیاز به مهارت و تجربه دارد. رشتههای تابیده شده از روده حیوانات کاربردهای متعددی در گذشته داشتهاند؛ از جمله در ساخت کمان، ابزارهای موسیقی و دیگر وسایل نیازمند رشته مقاوم و انعطافپذیر. عمل تابیدن زه و تبدیل آن به رشتهای تابیده، نیازمند دقت و شناخت دقیق از جنس و کیفیت رودهها است.
به طور کلی، واژه «زهتاب» هم به حرفه و هم به فردی اشاره دارد که این کار را انجام میدهد. امروزه این حرفه کمتر رایج است، اما در گذشته اهمیت زیادی داشته و نقش مهمی در تولید ابزارهای سنتی و روزمره داشته است. زهتاب نمونهای از مشاغل سنتی است که مهارتهای دستی و تجربی در آن نقشی حیاتی دارند.
مترادفها
درخشان، تابان، فروزان، تابنده
لغت نامه دهخدا
زهتاب. [ زِ ] ( نف مرکب ) آنکه روده را تابد. از: «زه » + «تاب »، مخفف تابنده، از تافتن. آنکه زه از روده ها برای کمان و جز آن تابد. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). آنکه شغلش تابیدن زه و تهیه کردن رشته تافته از روده گوسفند و حیوانات دیگراست. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به ماده بعد شود.
فرهنگ معین
(زِ ) (ص فا. ) کسی که شغلش تابیدن زه و تهیه کردن رشتة تافته از رودة گوسفند و حیوانات دیگر است.
فرهنگ عمید
کسی که پیشه اش تابیدن زه و درست کردن رشتۀ تابیده از رودۀ گوسفند یا حیوانات دیگر است.
فرهنگ فارسی
پیشه تابیدن زه ودرست کردن رشته تابیده ازگوسفند
( صفت ) آنکه شغلش تابیدن زه و تهیه کردن رشته تافته از روده گوسفند و حیوانات دیگر باشد.
ویکی واژه
کسی که شغلش تابیدن زه و تهیه کردن رشتة تافته از رودة گوسفند و حیوانات دیگر
جمله سازی با زهتاب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با مه زهتاب خود گفتم منم وصاف تو گفت کندی روده های من زهی انصاف تو