زمان سیر. [ زَ س َ ] ( ص مرکب ) کنایه از سریعالسیر است. ( آنندراج ).مسافر شتاب زده و تندرو. ( ناظم الاطباء ):
سبکسارند چرخ و انجم از عزم زمان سیرش
گرانبارند گاو و ماهی از حلم زمین سنگش.اثیرالدین اخسیکتی ( از آنندراج ).رجوع به زمان و زمانه ٔگردش شود.
کنایه از سریع السیر است مسافر شتاب زده و تندرو.
{travel time} [ژئوفیزیک] مدت زمان لازم برای رسیدن موج لرزه ای از چشمه به لرزه سنج
مدتزمان لازم برای رسیدن موج لرزهای از چشمه به لرزهسنج.
💡 سبکسارند چرخ و انجم عزم زمان سیرش گران بارند، گاو و ماهی از حلم زمین سنگش
💡 بیا که فصل خوش روزگار نزدیک است زمان سیر گل و لاله زار نزدیک است
💡 دل من آن زمان سیراب گردد که در چاه ذقن افکنده باشی
💡 بگفت اکنون زمان سیر باغ است نه وقت کار، هنگام فراغ است
💡 از دلم هرگز نپرسد آن نگار از مراعات زمان سیر آمدم