زرخرید. [ زَ خ َ ] ( ن مف مرکب ) غلام و کنیزک که خریده شده باشد. ( آنندراج ). هر چیز که شخص خریده باشد مانند غلام و داده. ( ناظم الاطباء ). درم خرید. درم خریده. مملوک. عبد. بنده. غلام زرخرید. بنده ٔزرخرید. کنیز زرخرید. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
(زَ. خَ ) (ص مف. ) غلام و کنیزی که خریده شود.
۱. خریده شده به زر، آنچه با پول خریده شده.
۲. (اسم، صفت مفعولی ) غلام یا کنیز خریده شده.
خریده شده برز، آنچه که باپول خریده باشند، کنیز
( صفت ) ۱ - غلام و کنیزی که خریده شود. ۲ - هنگامی که کسی [[اعیان]] خالصه ای را میخرید ( که دراین صورت زمین یا عرصه آن همچنان خالصه باقی میماند ) نام آن مبدل به زر خرید میشد ( اواخر قاجاریه ).
غلام و کنیزک که خریده شده باشد مملوک عبد
غلام و کنیزی که خریده شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یکی گفت از پدر بر من رسیده است یکی میگفت ملک زرخرید است
💡 شده هریک عبید سرمایه بندهٔ زرخرید سرمایه
💡 داغ جنون نمیکشد، دست حمایت از سرم خواجه به ناز پرورد، بندهٔ زرخریده را
💡 شدی خاک زرخیز هندوستان ز جان زرخرید وطندوستان
💡 از فیلمهایی که وی در آن نقش داشتهاست، میتوان به جرم موسیو لانگه، زن هرزه، پاریس همیشه پاریس است، تئودورا، ملکه زرخرید و کنت دو مونت-کریستو اشاره کرد.