لغت نامه دهخدا
دورخی. [ دُ رُ ] ( ص نسبی، اِمرکب ) نوعی از کمان. ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ).
دورخی. [ دُ رُ ] ( ص نسبی، اِمرکب ) نوعی از کمان. ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ).
{antarafacial} [شیمی] نوعی شیمی فضایی که در آن به طور هم زمان دو پیوند سیگما در دو سمت صفحۀ مربوط به پیوند پی تشکیل یا شکسته می شوند
نوعی شیمی فضایی که در آن بهطور همزمان دو پیوند سیگما در دو سمت صفحۀ مربوط به پیوند پی تشکیل یا شکسته میشوند.
💡 دومین دورخیز برای تحقیق و تفحص از دانشگاه آزاد سال ۱۳۹۱ در مجلس نهم و در حالی شروع شد که بعد از تنشهای فراوان میان دولت احمدینژاد و دانشگاه آزاد، سرانجام عبدالله جاسبی بعد از ۳۰ سال، صندلی ریاست را به نزدیکان احمدینژاد واگذار کرد.