لغت نامه دهخدا
دشمنانه. [ دُ م َ ن َ/ ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) دشمن مانند. همانند دشمن.
دشمنانه. [ دُ م َ ن َ/ ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) دشمن مانند. همانند دشمن.
دشمن مانند. همانند دشمن
💡 من جاسوسی را بهصورت کلاسیک آموزش دیدهام و آنرا بهطور محرمانه در خارج کار و زندگی اجرا کردهام، با تظاهر به اشتغال در کاری که فعالیت حقیقی من نبود و اسمی که اسم واقعی من نبود. من برای آژانس امنیت ملی آمریکا و آژانس اطلاعات دفاعی بهطور سری کار کردهام و روش و امکاناتی ایجاد کردهبودم تا بدان وسایل در خطرناکترین و دشمنانهترین نقاط جهان امنیت افراد و اطلاعات را تضمین نمایم؛ بنابراین وقتی که آنها (دولت آمریکا) میگویند که من یک مدیر سیستم رده پایین هستم و نمیدانم که چه میگویم، حرفشان را گمراهسازی مینامم.