واژه «دريوزگی» در زبان فارسی به معنای گدایی کردن، درخواست کمک یا مال از دیگران با حالت نیازمندی و خواهش است و معمولاً مفهومی فراتر از فقر مادی دارد. این واژه از «دریوزه» گرفته شده است که به معنای گدا یا کسی است که از دیگران درخواست کمک میکند و «دریوزگی» به عمل یا حالت گدایی و نیازمندی اشاره دارد. در ادبیات فارسی، این واژه اغلب تنها برای درخواست مال و ثروت به کار نمیرود، بلکه گاهی برای بیان خواری، وابستگی بیش از حد و درخواست مکرر محبت، توجه یا حمایت از دیگران نیز استفاده میشود. هنگامی که گفته میشود فردی دچار دریوزگی شده است، ممکن است منظور این باشد که او عزت نفس و استقلال خود را کنار گذاشته و همواره چشم انتظار کمک یا لطف دیگران است. شاعران و نویسندگان فارسی نیز این واژه را به صورت استعاری به کار بردهاند و دریوزگی را در برابر بزرگواری، عزت نفس و بینیازی قرار دادهاند. برای نمونه، اگر کسی برای رسیدن به خواستههای خود پیوسته به دیگران التماس کند یا شخصیت خویش را کوچک بشمارد، رفتار او را میتوان نوعی دریوزگی دانست. البته در برخی متون عرفانی، این واژه گاهی معنایی مثبتتر پیدا میکند و به نیازمندی انسان در برابر خداوند و طلب رحمت و لطف الهی اشاره دارد. بنابراین، این کلمه واژهای است که به طور کلی بر حالت گدایی، نیازمندی، وابستگی و درخواست همراه با فروتنی یا گاه خواری دلالت میکند و بسته به نوع کاربرد، میتواند بار معنایی منفی یا عرفانی داشته باشد.
دریوزگی
لغت نامه دهخدا
دریوزگی. [ دَرْ زَ / زِ ] ( حامص ) دریوزه کردن. گدائی. ( غیاث ) ( آنندراج ). و رجوع به دریوزه شود.
فرهنگ معین
(دَ زِ ) (حامص. ) ۱ - فقیری، بینوایی. ۲ - گدایی.
فرهنگ عمید
گدایی.
فرهنگ فارسی
دریوزه کردن. گدائی
۱ - فقیری بینوایی تهیدستی. ۲ - گدایی سوال.
ویکی واژه
فقیری، بینوایی.
گدایی.
جمله سازی با دریوزگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سر ماه، دولت به دریوزگی شده بر در اجنبی چون گدا
💡 روز به دریوزگی از بخت شوم شام به ویرانه درون همچو بوم
💡 از سخنان حکیمان: کسی که از خواری دریوزگی نترسد، از خواری رد نیز باکش نبود.
💡 رو به کنج عافیت بنشین که از دریوزگی است کنج دارا جستن و ملک سکندر داشتن