دالای

لغت نامه دهخدا

دالای. ( مغولی، اِ ) از املاک و رقبات دیوان آنچه بمواجب و رسوم لشکریان متعلق باشد.( و آنچه مختص سرکار سلاطین خاصه باشد اینجو نامیده می شود ). ( سنگلاخ میرزا محمدمهدی خان پشت ص 224 ): بنابر این مقدمات فرمودیم تا در ممالک و دیهها آب و زمین مواضعی که هر یک نزدیک و مناسب ایشان باشد از اینجو و دالای و مزارع آبادان و خراب ایلغامیشی کرده بموجبی که در دفاتر و قوانین ثبت است باسم اقطاع در هر هزاره ای معین گردانند و تسلیم ایشان کنند. ( تاریخ مبارک غازانی ص 305 ).

فرهنگ معین

(اِ. ) = دولای: ۱ - اقیانوس. ۲ - دریا.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - اقیانوس. ۲- دریا.
از املاک و رقبات دیوان آنچه بمواجب و رسوم لشکریان متعلق باشد

دانشنامه عمومی

دالای ( به لاتین: Dali, Cyprus ) یک روستا و municipality of Cyprus در قبرس است که در ناحیه نیکوزیا واقع شده است.
دالای ۱۰٬۴۶۶ نفر جمعیت دارد.

ویکی واژه

دولای:
اقیانوس.
دریا.

جمله سازی با دالای

💡 در ظهر ۲۱ فوریه ۱۹۳۱ در شهر نیویورک، اچمد عبدالله، ا.ک.ا. نادر خان محرمانه به اوراژ می‌گویند که گورجیف را در تبت دیده‌اند و آنجا گورجیف ا.ک. ا لاما دورجیف عامل حکومت تزاری و آموزشگر دالای لاما بوده‌است.

💡 پارلمان اروپا با تصویب قطعنامه‌ای از رهبران کشورهای عضو این اتحادیه خواسته‌ است در صورت عدم آغاز گفتگوها میان دولت چین و دالایی لاما، رهبر روحانی و رئیس دولت در تبعید تبت، تحریم مراسم افتتاحیه المپیک ۲۰۰۸ پکن را که در ماه اوت برگزار می‌شود مد نظر قرار دهند.بی‌بی‌سی