داتیک
لغت نامه دهخدا
داتیک. ( ص نسبی ) منسوب به دات، داد، عدل یعنی قانونی و این شکل پهلوی نسبت به «داد» است، «دادی ».
فرهنگ فارسی
منسوب به دات داد
ویکی واژه
و زرتشت از میهن خویش، یعنی ایرانویج افسانهای پس از گذشتن از رود بزرگ داتیک (در اوستا دایتیه) به مقر کوی ویشتاسپ آمد.
جمله سازی با داتیک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عوامل سیستم ایمنی بدن مانند دیابت میتوانند یک فرد را به شکلگیری آبسههای پرتوداتیک مستعد کند.