لغت نامه دهخدا
داها. ( اِ ) دره. || غار کوه. ( برهان ). کهف. ( نظام الاطباء ).
داها. ( اِخ ) دها. داه. داهه. نام گروهی از مردم سکائی. آنان که با کورش کبیر جنگیده اند و کورش بدست آنان کشته شده است بر طبق روایت برس کلدانی. ( ایران باستان ج 1 ص 470 ).
داها. ( اِ ) دره. || غار کوه. ( برهان ). کهف. ( نظام الاطباء ).
داها. ( اِخ ) دها. داه. داهه. نام گروهی از مردم سکائی. آنان که با کورش کبیر جنگیده اند و کورش بدست آنان کشته شده است بر طبق روایت برس کلدانی. ( ایران باستان ج 1 ص 470 ).
۱. = دهار
۲. دره.
دها. داه
نام صحرانشینانی که در اوستا آمده که ظاهراً از ساکنان آسیای میانه بودند. داها حدس زده میشود همان دائی یونانیان باستان است و سکنه اراضی ترکمنستان کنونی از این جملهاند.
در یشتها منقول است؛ در گویش بهاری به معنی خدا بوده و اکنون از اذهان زدوده شده. بی واردِ بی یؤخِدِ، داها دَن غیر از هَیش کَس یؤخِدِ. یکی بود یکی نبود، غیر از خدا هیچ کس نبود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از غنچه ورقهایگلم در نظر آمد دلسوختبه جمعیتازخویش جداها
💡 در آن زلفین آن یارم چه سوداها که من دارم گهی در حلقه می آیم گهی حلقه شمر باشم
💡 چه سوداها که شورش نیست در مغز تهیدستان جنونگنج است و وضع مفلسی ویرانهای دارد
💡 قال اللَّه تعالی: وَ لَوْ شِئْنا لَآتَیْنا کُلَّ نَفْسٍ هُداها اذا کان الّذی لا یرجو لقاءه ماواه العذاب و الفرقة فدلیل الخطاب: انّ الّذی یرجو لقاه فقصاراه الوصلة و اللقاء و الزّلفة.
💡 فرامرز اصلانی ترانهای با نام «برای همهٔ نداهای ایران» اجرا کرد.