لغت نامه دهخدا
دیودور. [ ی ُ دُ ] ( اِخ )رجوع به دیودوروس شود.
دیودور. [ ی ُ دُ ] ( اِخ )رجوع به دیودوروس شود.
از مورخان پیش از میلاد یونان باستان؛ منتخاتی از کتسیاس و دیودور بدست آمده برای نام زرتشت در دستنبشتهها کلمات اکسارتوس و اُکسارتوس مأخوذ است.
💡 دیودوروس پس از نام بردن از پنج تن از قانونگذاران مصر (منه وس و شاید منس؛ ساسوشی [ششی؟]؛ سسون خیسش [ششیغ]؛ بئکخوریس؛ و آماسیس) میافزاید: میگویند ششمین مردی که به تدوین قانون مصر پرداخت، داریوش پدر خشایارشا بود؛ زیرا او از بی قانونی سلف خود کمبوجیه، که در رفتار او با مقدسات مصر بروز یافته بود، خشمگین بود و بر آن شد تا زندگی توأم با فضیلت و احترام به خدایان در پیش گیرد.
💡 مورخ قدیم یونان ستیاس در ۴۰۰ پیش از میلاد (به دنبال دیودور سیسیلی) ادعا کرد که نینوس پادشاه افسانه ای آشور، اوکسیارت پادشاه باختر را در سال ۲۱۴۰ پیش از میلاد (۱۰۰۰ سال قبل از جنگ تروا) شکست دادهاست. از زمان کشف رمزگشایی خط میخی در قرن نوزدهم، کشف سوابق واقعی دولتهای یونانی بلخ و آشور امکانپذیر شد. با این حال، مورخان ارزش کمی برای این دولت یونانی قائل هستند.
💡 با توجه به گرایش اشراف و نجبای مقدونی به قتل اسکندر، جنایت و نارو زدن در روایتهای متعددی از مرگ او تبلور یافتهاست. دیودور، پلوتارک، آریان، و یوستین همگی به نظریهٔ مسموم شدن اسکندر اشاره میکنند. پلوتارک این روایت را جعلی میشمارد و دیودور و آریان، به بیان خود، تنها به سبب حفظ جامعیت به آن اشاره میکنند.
💡 آریوبرزن که توسط دیودور ساتراپ فریگیه هلسپونت و کرنلیوس نپوس ساتراپ لیدی، ایونیا و فریگیه نامیده میشود، در سال ۳۶۲ پ. م علیه اردشیر دوم شاه هخامنشی قیام کرد.