خراید

لغت نامه دهخدا

خراید. [ خ َ ی ِ ] ( ع اِ ) ج ِ خَریدَه. ( ناظم الاطباء ). رجوع به «خریده » در این لغت نامه شود. این کلمه را خرائد نیز آورند: و آن خراید را کی از حلی براعت عاطل بوده و از حله بلاغت عاری لباس الفاظ در پوشان. ( سندبادنامه ). و از ترتیب ارزاق خراید با تهذیب اوراق جراید نمی رسم. ( جهانگشای جوینی ).

فرهنگ معین

( خَ یِ ) [ ع. خرائد ] (اِ. ) جِ خریده. ۱ - لؤلؤهای ناسفته. ۲ - دوشیزگان، زنان شرمگین.

فرهنگ عمید

= خریده

ویکی واژه

خرائد
جِ خریده.
لؤلؤهای ناسفته.
دوشیزگان، زنان شرمگین.

جمله سازی با خراید

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز بسکه سم ستور و کمیز گاو و خرایدر گرفته لای عفن چشمه های آب زلالم

💡 او شیر ززنگیان مکیدست چون زایداز و چنین خراید؟

بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز