خاراشکن

خاراشکن

لغت نامه دهخدا

خاراشکن. [ ش َ / ش ِ ک َ ] ( نف مرکب ) سخت محکم. آنکه سنگ خارا بشکند. قوی. بسیار سخت:
یکی اسب باید مرا گام زن
سم او ز پولاد خاراشکن.فردوسی.حبذا اسبی محجّل مرکبی تازی نژاد
نعل او پروین نشان و سم او خاراشکن.منوچهری.همواره پشت و یار من پوئیده بر هنجار من
خاراشکن رهوار من شبدیزخال ورخش عم.لامعی.|| نام نسیجی است. قسمی جامه.

فرهنگ عمید

= خاراشکاف: یکی اسب باید مرا گام زن / سُم او ز پولاد خاراشکن (فردوسی: ۲/۱۲۷ حاشیه ).

فرهنگ فارسی

سخت محکم آنکه سنگ خارا بشکند

فرهنگستان زبان و ادب

{Saxifraga} [زیست شناسی- علوم گیاهی] سرده ای از خاراشکنیانِ چندساله با حدود 440 گونه

دانشنامه عمومی

خاراشکن ( نام علمی: Saxifraga ) نام یک سرده از تیره خاراشکنیان است.

ویکی واژه

سرده‌ای از خاراشکنیانِ چندساله با حدود ۴۴0 گونه.

خاراشکن
خاراشکن
خاراشکن
خاراشکن
خاراشکن

جمله سازی با خاراشکن

💡 گفتی آن توبه چون سنگ تو چون شد که شکست چکنم ساغر می شیشه خاراشکن است

💡 ز نعل ستوران خاراشکن سواران در مرگ را حلقه زن

دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز