حمدونه

لغت نامه دهخدا

( حمدونة ) حمدونة. [ ح َ ن َ] ( اِخ ) نام دختر هارون الرشید است. ( منتهی الارب ).
حمدونة. [ ح َ ن َ ] ( اِخ ) نام دختری ادیبه و شاعره است از اهالی قصبه وادی اش از غرناطه اندلس که بحسن و لطافت اشعار و قوت فصاحت و بلاغت شهرت یافت. ( قاموس الاعلام ). رجوع به حمدة شود.
حمدونه. [ ح َ ن َ ] ( ع اِ ) میمون و آن جانوری است شبیه به انسان و بعربی قرد خوانند. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ):
موش وبقر و پلنگ و خرگوش بکار
زین چار که بگذری نهنگ آید و مار
و آنگاه به اسب و گوسفند است شمار
حمدونه و مرغ و سگ و خوک آخرکار.؟

فرهنگ معین

(حَ نِ ) [ ع. حمدونة ] (اِ. )بوزینه، میمون.

فرهنگ عمید

میمون، بوزینه.

فرهنگ فارسی

میمون، بوزینه
( اسم ) بوزینه میمون. جمع: حمدونگان.
نام دختر هارون الرشید است

ویکی واژه

حمدونة
بوزینه، میمون.

جمله سازی با حمدونه

💡 کتاب فی اغانی زریاب از آثار عربی در موسیقی را اسلم بن عبدالعزیز یا اسلم بن احمد بن سعید به همراه حمدونه دختر زریاب، گردآوری نموده‌اند.

💡 ای بچه حمدونه بترسم که غلیواج ناگه بربایدت درین خانه نهان شو

💡 او هشت پسر به نام‌های عبدالرحمان، عبیدالله، یحیی، جعفر، محمد، قاسم، احمد و حسن، و دو دختر به نام علیه و حمدونه داشت که کمی با موسیقی آشنا بودند. حمدونه از این میان در موسیقی از بقیه تواناتر بود.