جلز

لغت نامه دهخدا

جلز.[ ج ُ ل َ ] ( اِ ) حلفا است. ( از یادداشت های دهخدا ).
جلز. [ ج َ ] ( ع اِ ) سِنان ِ زفت. ج، جِلاز. ( مهذب الاسماء ). || پی پیچیده در اطراف تازیانه. || میانه تازیانه. || حلقه گرد در اسفل آهن نیزه. || قبضه تازیانه. ( منتهی الارب ). || جلز. رجوع به جلبان شود. ( از تذکره ضریر انطاکی ص 111 ).
جلز. [ ج َ ] ( ع مص ) تیز رفتن:جلز فی الارض. || نوردیدن و پیچیدن و کشیدن و برکندن. || پی پیچیدن بر دسته کارد وغیر آن. ( منتهی الارب ). || بر چیزی پیچیدن. ( زوزنی ). پی زدن بر جای. ( تاج المصادر بیهقی ).

فرهنگ فارسی

تیز رفتن یا نور دیدن و پیچیدن و کشیدن و برکندن.

جمله سازی با جلز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از باشگاه‌هایی که در آن بازی کرده‌است می‌توان به باشگاه فوتبال لیدز یونایتد، باشگاه فوتبال اولدهام اتلتیک، باشگاه فوتبال تونبریج آنجلز، باشگاه فوتبال نلسون، باشگاه فوتبال اورتون، و باشگاه فوتبال برنلی اشاره کرد.

💡 از باشگاه‌هایی که در آن بازی کرده‌است می‌توان به باشگاه فوتبال چارلتون اتلتیک، باشگاه فوتبال تونبریج آنجلز، باشگاه فوتبال ساندرلند، و باشگاه فوتبال دارلینگتون اشاره کرد.

💡 از باشگاه‌هایی که در آن بازی کرده‌است می‌توان به سنت لوئیس کاردینالز و لس آنجلس آنجلز اشاره کرد.

کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز