لغت نامه دهخدا
جازن. [ زَ ] ( نف مرکب ) در تداول عامه آنکه کسی را از جای خود براند.
- جازن کردن کسی را؛ او را از جای خود راندن.
جازن. [ زَ ] ( نف مرکب ) در تداول عامه آنکه کسی را از جای خود براند.
- جازن کردن کسی را؛ او را از جای خود راندن.
( صفت ) آنکه کسی را از جای خود براند. یا جا زن کردن کسی را. او را از جای خود راندن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بمعجزات کلیم ارچه سحر شد باطل بساحران تو نازم که صاحب اعجازند
💡 بسکه در جنس بشر گشته حقیقت نایاب مردم از پیر و جوان اهل مجازند همه
💡 ای دوست که از تو باصفا شد صورت وز صنع تو اعجازنما شد صورت
💡 تمامی مدارس ملزم هستند که برنامه تحصیلی مصوب وزارت را دنبال کنند. مدارس خصوصی مجازند دروس دیگری را بسته به نظر وزارت اضافه کنند. بهطور مثال دروس کامپیوتر اگر چه جزء برنامه تحصیلی وزارت نیستند ولی در بسیاری از مدارس تدریس میشوند. در مدارسی که امکانات کامپیوتر را ندارند دانش آموزان علاقمند میتوانند در موسسات خصوصی یا مراکز موجود در تمامی مناطق لبنان این دروس را بگذرانند.
💡 ما را چه اعتبار و اثر با وجود توست جایی که جلوه کرد حقیقت مجازنیست