ثورت

مترادف‌ها

انقلاب، قیام، شورش

متضادها

ثبات، آرامش، سکون

لغت نامه دهخدا

ثورت. [ ث َ رَ ] ( ع اِ ) رجوع به ثورة شود.
ثؤرة. [ ث ُءْ رَ ] ( ع اِ ) ثُورَه. کین. کینه.
ثورة. [ ث َ رَ ] ( ع اِ ) گاو ماده. ج، ثورات. || ثُؤرة. کین. کینه. || شورش. || انقلاب. || بسیاری از مال و رجال. و شاید ثَورَه معرّب شورش باشد.
ثورة. [ ث ِ وَ رَ ] ( ع اِ ) ج ِ ثور. گاوان. || لختهای بزرگ از پینو.

فرهنگ معین

(ثُ رَ ) [ ع. ثورة ] (اِمص. ) ۱ - هیجان. ۲ - شورش، غوغا. ۳ - انبوهی مال و مردم. ۴ - کین، کینه.

فرهنگ فارسی

هیجان، شورش، انقلاب، بسیاری مال و مردم
( اسم ) ۱- کینه کین.۲- شورش انقلاب. ۳- بسیاری مال و مردم.

ویکی واژه

هیجان.
شورش، غوغا.
انبوهی مال و مردم.
کین، کینه.

جمله سازی با ثورت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بگو لؤلؤی منثورت صدف چیست که لعلش پرورد لؤلؤی منظوم

💡 مردم در سراسر جهان همواره تلاش کرده‌اند تا با ایجاد یک ثورت بزرگ، ساختارهای استبدادی را که آزادی‌های انسانی را محدود می‌کنند، برای همیشه از میان بردارند.

💡 تاریخ نشان داده است که هر نوع ثورت اجتماعی که بدون برنامه‌ریزی دقیق و هوشمندانه انجام شود، ممکن است در نهایت به آشوب و بی‌ثباتی بیشتر منجر گردد.

💡 تحلیلگران سیاسی معتقدند که ثورت‌های فکری و فرهنگی بسیار ماندگارتر از جنبش‌های نظامی هستند زیرا توانایی تغییر عمیق در زیربناهای فکری و ارزش‌های جامعه را دارند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران