اغتشاشات

مترادف‌ها

آشوب‌ها، ناآرامی‌ها، تلاطم‌ها، شورش‌ها

متضادها

آرامش، ثبات

لغت نامه دهخدا

اغتشاشات. [ اِ ت ِ ] ( ع اِ ) ج ِ اغتشاش، بمعنی خیانت پذیرفتن. ( ناظم الاطباء ). || شورشها. ناامنیها و رجوع به اغتشاش شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر اسم ) جمع اغتشاش

جمله سازی با اغتشاشات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تظاهرکنندگان عمدتاً همان کسانی بودند که دو ماه قبل در اغتشاشات شرکت داشتند. آنها در این تظاهرات خواستار تحقق امیدهای محقق نشده در تظاهرات ماه نوامبر بودند. اسپارتاکیستها به هیچ وجه موقعیت رهبری نداشتند. این تقاضاها مستقیماً مورد حمایت گروه‌های مختلف چپ از حزب سوسیال دموکرات بود. به اصطلاح «قیام اسپارتاکیست» که متعاقب آن شروع شد، فقط تا حدی از حزب کمونیست نشأت گرفت. اعضای حزب کمونیست حتی در میان شورشیان نیز در اقلیت بودند.

💡 خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه، به‌نقل از سید محمد موسویان دادستان اصفهان، خبر بازداشت توماج صالحی را تأیید کرد و مدعی شد که او «در ایجاد اغتشاشات و دعوت و تشویق به اغتشاش و آشوب‌های اخیر در استان اصفهان و مخصوصاً در شهرستان شاهین‌شهر نقش کلیدی داشته است».

💡 پلیس اعلام کرد که برای کنترل اغتشاشات و حفظ نظم عمومی در خیابان‌های اصلی شهر، نیروهای اضافی به منطقه اعزام شده‌اند تا وضعیت آرام شود.

💡 گزارش‌های خبری نشان می‌داد که اغتشاشات اخیر در مناطق مختلف شهر باعث اختلال جدی در تردد وسایل نقلیه و فعالیت‌های تجاری مردم شده است.

💡 دولت تلاش می‌کند تا با استفاده از گفتگو و راهکارهای قانونی، از بروز هرگونه اغتشاشات و ناآرامی‌های اجتماعی که امنیت جامعه را تهدید می‌کند جلوگیری نماید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران