تشهی

لغت نامه دهخدا

تشهی. [ ت َ ش َهَْ هی ] ( ع مص ) آرزو کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). خواهانی چیزی کردن وآرزومند وی شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). آرزو کردن و آرزومند چیزی شدن. ( آنندراج ). || خواهانی کردن بعد خواهانی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(تَ شَ هِّ ) [ ع. ] (مص ل. ) میل داشتن به چیزی.

فرهنگ عمید

میل و رغبت داشتن به چیزی، آرزومند چیزی شدن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) میل داشتن بچیزی رغبت داشتن.

ویکی واژه

میل داشتن به چیزی.

جمله سازی با تشهی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هرآنکس که تلبیس کردی چوشام چو صبحش به تشهیر بودی جزا

💡 کی عیان میشد چو سر کنت کنزا مخفیا گر نه ذات عسگری میداد تشهیر نقی

💡 گر مفلسی و شهرت جاهیست ضرورت تشهیر کمی نیست ‌که بر خر ننشستی

💡 جان عاشق از ملامت قوت گیرد باک نیست گربه جرم عشق گرد شهر تشهیرش کنند

💡 کنی چو صبح در اطراف عالمش تشهیر شب ملبّس در عهدت ار کند کتمان

خونکار یعنی چه؟
خونکار یعنی چه؟
تورم یعنی چه؟
تورم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز