تسجیع

لغت نامه دهخدا

تسجیع. [ت َ ] ( ع مص ) سخن با سجع گفتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). || بانگ کردن کبوتر. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). و رجوع به سجع و مسجع شود.

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع. ] (مص ل. ) با سجع سخن گفتن.

فرهنگ عمید

سخن با سجع و قافیه گفتن، کلام موزون گفتن.

ویکی واژه

با سجع سخن گفتن.

جمله سازی با تسجیع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قضاء حقّ ثنای تو چون تواند کرد مطوّقی که کند چند لفظ را تسجیع

کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز