تسبیح گفتن

مترادف‌ها

ذکر گفتن

لغت نامه دهخدا

تسبیح گفتن. [ ت َ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) تأویب. عبادت خدا. نام خدا را به پاکی بر زبان آوردن:
یارب بدست او که قمر زد دو نیم شد
تسبیح گفت در کف میمون او حصا.سعدی.و رجوع به تسبیح و دیگر ترکیبات آن شود.

فرهنگ معین

( ~. گُ تَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) نیایش خدای را کردن.

فرهنگ فارسی

نیایش خدای کردن ذکر خدای کردن.

ویکی واژه

نیایش خدای را کردن.

جمله سازی با تسبیح گفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گفتند یا اویس چون طاقت می‌داری شبی بدین درازی بر یک حال؟ گفت ما خود هنوز یکبار سبحانَ رَبّی الأعلی نگفته باشیم در سجودی، که روز آید؛ خود سه بار تسبیح گفتن سنّت است. این از آن می‌کنم که می‌خواهم که مثل عبادت آسمانیان کنم.

💡 پیرمرد با آرامشی عمیق در گوشه مسجد نشسته بود و در حالی که چشمانش بسته بود، با تمرکز زیاد به تسبیح گفتن و ذکر خداوند مشغول بود.

💡 بسیاری از مردم در لحظات سخت زندگی و هنگام مواجهه با مشکلات بزرگ، برای رسیدن به آرامش روحی و روانی به تسبیح گفتن و دعا کردن روی می‌آورند.

💡 او عادت داشت هر شب قبل از خواب، مدتی را به تسبیح گفتن اختصاص دهد تا با این کار، ذهنش را از دغدغه‌های روزانه و استرس‌های کاری خالی کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران