تربص. [ ت َ رَب ْ ب ُ ] ( ع مص ) چشم داشتن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( غیاث اللغات ) ( دهار ) ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) ( آنندراج ). چشم داشتن و انتظار چیزی نمودن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). انتظار. ( اقرب الموارد ) ( المنجد ): للذین یؤلون من نسائهم تربص اربعة اشهر... ( قرآن 2 / 226 ). قل کل متربص ٌ فتربصوا فَسَتعلمون مَن اصحاب ُ الصراط السَّوی و من اهتدی. ( قرآن 20 135/ ). || درنگ کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). توقف کردن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). درنگ کردن در مکانی. ( اقرب الموارد ) ( المنجد ). || بند کردن غله به انتظار گرانی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). غله نگاه داشتن برای فروختن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). نگه داشتن متاع برای گرانی. || بازایستادن در کاری. ( اقرب الموارد ) ( المنجد ).
(تَ رَ بُّ ) [ ع. ] (مص ل. ) چشم داشتن، انتظار کشیدن.
۱. انتظار کشیدن.
۲. صبر کردن و نگران پیشامد بودن.
۳. چشمداشت.
صبرکردن ونگران پیش آمدن، چشمداشت
۱- ( مصدر ) چشم داشتن انتظار کشیدن. ۲- ( اسم ) انتظار چشمداشت. جمع: تربصات.
[ویکی الکتاب] معنی تَرَبُّصُ: انتظار
ریشه کلمه:
ربص (۱۷ بار)
چشم داشتن، انتظار کشیدن.
💡 یَتَرَبَّصُ بِکُمُ الدَّوائِرَ یقال فلان یتربص بی الدوائر، ای یتمنی موتی، یقول ینتظران ینقلب الامر علیکم بموت الرسول و ظهور المشرکین علی المؤمنین، و الدوائر ما تدور به الایام من الوانها ان شر فشر و ان خیر فخیر فالخیر لقوم شرّ. مصائب قوم عند قوم.
💡 و این به آن ضعیف شود که حدود شرع نگاه می دارد تا دنیا بر وی منغص شود و از وی نفرت گیرد و دوستی خدای تعالی در دل قوت گردد که همیشه ذکر وی همی کند و صحبت با دوستان وی دارد نه با دوستان دنیا. پس اگر دوستی دنیا غالب تر بود کار در خطر بود، چنان که در قرآن گفت که اگر پدر و مادر و مال و نعمت دوست تر دارید از خدای ساخته باشید تا فرمان خدای تعالی دررسد فتربصوا حتی یاتی الله بامره.
💡 وَ الْمُطَلَّقاتُ یَتَرَبَّصْنَ الآیة... تربص اینجا عدت است. و قرء بمذهب شافعی طهر است. و کمینه طهر پانزده روز است، و مهینه آنچ بود که آن را حدی نیست. در شرع میگوید: و النساء المطلقات یتربّصن، بتعریض انفسهن للنکاح ثلاثة اطهار.