لغت نامه دهخدا
( خرابی بالا آورد••• ) خرابی بالا آوردن. [ خ َ وَ دَ] ( مص مرکب ) کثافت کاری کردن. || آلودن بستر یا زیر جامه. ( یادداشت بخط مؤلف ). || زیستن در جایی که خلاف ادبست. ( یادداشت بخط مؤلف ).
( خرابی بالا آورد••• ) خرابی بالا آوردن. [ خ َ وَ دَ] ( مص مرکب ) کثافت کاری کردن. || آلودن بستر یا زیر جامه. ( یادداشت بخط مؤلف ). || زیستن در جایی که خلاف ادبست. ( یادداشت بخط مؤلف ).
💡 تا شمشير را حواله كرد طفل دست كوچك خود را بالا اورد تا مانع از اسيب رسيدن به عمويش شود شمشير پايين آمد و دست اين پسرك خردسال را از بدن جدا كرد فريادش بلند شد: اى عمو مرا درياب !