تبذل. [ ت َ ب َذْ ذُ ] ( ع مص ) ناحفاظی. ناخویشتن داری. ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ). عمل نفس خویشتن کردن. ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ). درباختن و نگاه نداشتن چیزی. || بادروزه داشتن خود. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). لباس کهنه پوشیدن. ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ). بادروزه داشتن جامه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). بادروزه کردن. ( تاج المصادر بیهقی ).
(تَ بَ ذُّ ) [ ع. ] ۱ - (مص م. ) بخشیدن، اعطا کردن. ۲ - (مص ل. ) خوشرویی کردن. ۳ - (اِمص. ) خوش رویی، گشاده رویی.
۱. درباختن و ترک کردن چیزی: چو عمر دادی دنیا بده که خوش نبود / به صد خزینه تبذل به دانگی استقصا (خاقانی: ۷ حاشیه ).
۲. خوش رویی کردن.
۳. گشاده رویی.
۱- ( مصدر ) خوشرویی کردن. ۲- در باختن و نگاه نداشتن چیزی را. ۳- ( اسم ) خوشرویی گشاده رویی. جمع: تبذلات.
بخشیدن، اعطا کردن.
خوشرویی کردن.
خوش رویی، گشاده رویی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فَیُضاعِفَهُ بالرفع علی الاستیناف علی معنی فهو یضاعفه و بالنصب علی جواب الاستفهام وَ لَهُ أَجْرٌ کَرِیمٌ. ثواب حسن و قیل کریم لانه لم یتبذل فی طلبه و قیل کریم صاحبه.
💡 عُرُباً جمع عروب و هی المتحبّبة الی زوجها بغنجها و قیل عُرُباً مشتهیات للازواج، یقال ناقة عروبة اذا اشتهت الفحل و قیل هی الحسنة التبعّل و قیل هی الخفرة المتبذلة لزوجها و قیل هی اللعوب بزوجها انسابه.
💡 شیخ الاسلام گفت: که گر در هزار سال، یک تن رسد کی چنین بود فراوان بود، که ویرا شریعت و حقیقت بهم شود. عمرو عثمان گفت. المروة التغافل عن زلل الاخوان. و قال ابوحفص الحداد ٭ المروة هی ان تبذل لاخونک جاهک و مالک فی الدنیا، و تخصهم بالدعاء للعقبی. و قال ابوعثمان الحیری ٭ المروة ان تصون نفسک عن المخلقات.
💡 چو عمر دادی دنیا بده که خوش نبود به صد خزینه تبذل به دانگی استقصا
💡 منشین بخانه خیز که صحرا بخرمی هر جا که میروی همه جای تبذلست
💡 آزرا الحق ملال آمدزبس انعام او یارب اورا دل بنگر فت از تبذل کردنش؟