تاریک و روشن
عبارت «تاریک و روشن» در زبان فارسی به معنای مفهوم تضاد نور و ظلمت، یا حالتهایی که در آن نور و سایه با هم ترکیب میشوند است. این ترکیب هم میتواند به صورت فیزیکی مورد استفاده قرار گیرد، مانند روشنایی و تاریکی محیط، و هم به صورت استعاری برای توصیف وضوح و ابهام، آشکار و پنهان، یا خوبی و بدی به کار رود. به عبارت دیگر، «تاریک و روشن» میتواند نشاندهنده نوسان بین وضعیتهای مختلف یا تضاد در یک پدیده باشد.
در ادبیات فارسی و ادبیات عرفانی، عبارت «تاریک و روشن» اغلب استعارهای از حالتهای روحی و روانی انسان است. برای مثال، تاریکی میتواند نماد اندوه، گمراهی یا نادانی باشد، در حالی که روشنایی نشاندهنده آگاهی، امید و هدایت است. شاعران و نویسندگان از این ترکیب برای بیان تغییرات روحی، تجربیات زندگی و فراز و نشیبهای انسان استفاده میکنند.
به طور کلی، تاریک و روشن علاوه بر معنای فیزیکی نور و سایه، میتواند بیانگر تضاد، تعادل، یا گذر از نادانی به دانایی باشد. این عبارت نشان میدهد که در بسیاری از پدیدهها و شرایط، حالتهای متضاد در کنار هم وجود دارند و درک آنها نیازمند توجه به جزئیات و چشمانداز کامل است.
مترادفها
تیره و روشن، سیاه و سفید
لغت نامه دهخدا
تاریک و روشن. [ ک ُ رَ / رُو ش َ ] ( ترکیب عطفی، ص مرکب ) اوائل بین الطلوعین: فلان صبح تاریک و روشن از خانه بیرون رفته شب برمی گردد. ( فرهنگ نظام ). رجوع به تاریک روشن شود.
فرهنگ معین
(کُ رُ شَ ) (ص. ) دارای روشنایی اندک.
فرهنگ فارسی
۱- آن وقت از صبح که هنوز هوا تمام روشن نشده بین الطلوعین. ۲- سایه روشن.
ویکی واژه
دارای روشنایی اندک.
جمله سازی با تاریک و روشن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کجنمایی رنگی در حاشیههای تاریک و روشن تصویر خودنمایی میکند، چون در این نقاط رنگها بواسطه ضرایب شکست متفاوت بر روی یک نقطه منطبق نمیشوند، و این بهخاطر این است که نقطه کانونی در هر لنزی بسته طول موج نور ورودی متفاوت است.
💡 و چنانکه داناست به هر چیز دانستنی است، بینا و شنواست به هرچه دیدنی و شنیدنی است و دور و نزدیک در شنوایی وی برابر بود و تاریک و روشن در بینایی وی برابر بود و آواز پای مورچه ای که در تاریکی شب برود، از شنوایی وی بیرون نبود و رنگ و صورت کرمی که در تحت الثری بود از دیدار وی بیرون نبود و دیدار وی به چشم نبود و شنوایی وی به گوش نبود، چنان که دانش وی به تدبیر و اندیشه نبود و آفریدن وی به آلت نبود.