تارکنشین به فردی گفته میشود که آگاهانه از اجتماع کنارهگیری میکند و زندگی در انزوا و گوشهنشینی را برمیگزیند. این واژه از ترکیب «تارک» به معنای رهاکننده و «نشین» به معنای ساکن شدن ساخته شده و به کسی اطلاق میشود که معاشرتهای اجتماعی را ترک کرده است. تارکنشینی معمولاً به دلایل دینی، عرفانی یا شخصی انجام میشود و در متون ادبی و تاریخی اغلب به زاهدان و عارفان نسبت داده میشود. چنین فردی زندگی سادهای دارد و از وابستگیهای دنیوی فاصله میگیرد. در فرهنگ فارسی، این واژه الزاماً بار منفی ندارد و گاه نشانه زهد، تفکر و آرامش درونی است. تارکنشین با انتخاب خلوت، به خودسازی و تأمل میپردازد و از هیاهوی جامعه دور میشود. در مجموع، تارکنشین به معنای کسی است که آگاهانه انزوا و دوری از اجتماع را به عنوان شیوه زندگی خود انتخاب کرده است.
تارک نشین
لغت نامه دهخدا
تارک نشین. [ رَ ن ِ ] ( نف مرکب ) کسی که بتارک جای دارد. بالانشین. بلندپایه. رفیع. والامقام:
زمین را منم تاج تارک نشین
ملرزان مرا تا نلرزد زمین.نظامی.
فرهنگ معین
( رَ. نِ ) (ص فا. ) بالانشین، بلندپایه، والامقام.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱- کسی که بتارک جای دارد بالا نشین. ۲- بلند پایه والا مقام.
ویکی واژه
بالانشین، بلندپایه، والامقام.
جمله سازی با تارک نشین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زمین را منم تاج تارک نشین ملرزان مرا تا نلرزد زمین