شیر اندام
مترادفها
خوشهیکل، خوشقامت، تنومند، خوشساخت
متضادها
نحیف، ضعیف، لاغر
لغت نامه دهخدا
شیراندام. [ اَ ] ( ص مرکب ) جوانی که دارای سینه پهن و کمر باریک باشد.( از آنندراج ) ( از غیاث ) ( ناظم الاطباء ):
باز دل برده ز من پرفن باتدبیری
شیراندام بتی نوچه کشتی گیری.میرنجات ( از آنندراج ).کدام دل که نشد صید این سیه چشمان
فغان ز هند و غزالان شیراندامش.سلیم ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
جوانی که دارای سینه پهن و کمر باریک باشد
جمله سازی با شیر اندام
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این جهان مانند اندامست و تو او را سری باشد آن اندام بی اندام کو بی سر بود
💡 مردم نه ای، چه نفس بد اندر نهاد تست دیوی که جای کرده در اندام آدمی
💡 قمری از پاس غلط در حلقه تقلید ماند ورنه در روی زمین سروی به اندام تو نیست
💡 آه کان سرو گل اندام ز رعنایی ها جامه را فاخته ای کرده که نشناسندش
💡 من آن مسکین کنعان مسکنم کز یوسف اندامی زند گر بر مشامم باد بوی پیرهن میرم
💡 گرچه داری رخ چون آتش و اندام چو آب زیر این خاک از آن آتش و آب افتد زود