لغت نامه دهخدا
شیرصولت. [ ص َ / صُو ل َ] ( ص مرکب ) که صولت شیر دارد. که همچون شیر حمله کند. کنایه از سخت شجاع و دلیر. ( از یادداشت مؤلف ).
شیرصولت. [ ص َ / صُو ل َ] ( ص مرکب ) که صولت شیر دارد. که همچون شیر حمله کند. کنایه از سخت شجاع و دلیر. ( از یادداشت مؤلف ).
که همچون شیر حمله کند که صولت شیر دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صف چاره خلق درهم درید بشهزاده شیر صولت رسید
💡 مبارک بر شه و ارکان دولت غضنفر هیبتان شیر صولت
💡 میشکند پشت شیر صولت آهوی فقر پیچد دست قضا قوت بازوی فقر
💡 غزال شیر صولت سرو بد مست پریرویی سمن بویی که دیده است
💡 همه نامداران جنگ آزما همه شیر صولت، همه اژدها