لغت نامه دهخدا
شیرگیرانه. [ ن َ / ن ِ ] ( ق مرکب ) با حالت شیرگیر. در حال شیرگیری. شجاعانه. دلیرانه. به دلیری. به شیرگیری. به جرأت و جسارت:
شیرگیرانه سوی من تازد
چون پلنگی به زیرم اندازد.نظامی.و رجوع به شیرگیر شود.
شیرگیرانه. [ ن َ / ن ِ ] ( ق مرکب ) با حالت شیرگیر. در حال شیرگیری. شجاعانه. دلیرانه. به دلیری. به شیرگیری. به جرأت و جسارت:
شیرگیرانه سوی من تازد
چون پلنگی به زیرم اندازد.نظامی.و رجوع به شیرگیر شود.
با حالت شیر گیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او دیدگاه علمی در خصوص تغییرات اقلیمی را رد میکند. به عنوان مسئول ای پی ای، پروئت مقررات زیستمحیطی متعددی را لغو کرده و در آنها تأخیر ایجاد کرده و مقررات کنونی را سهل گیرانه اعمال کرده و فعالیت سازمان در مبارزه با تغییر اقلیمی را متوقف کردهاست.
💡 اوایل سال ۱۹۲۱ والزر به برن نقل مکان کرد و مدتی به عنوان کارمند موقت در آرشیو دولتی مشغول به کار شد. در همین دوره هم رمان» تئودور «را نوشت که اثری از آن باقی نیست. در برن زندگی گوشه گیرانهای داشت و مدام محل سکونتش را تغییر میداد. طی ۱۲ سال ۱۶ بار نقل مکان کرد.