بیهوشانه

مترادف‌ها

ناخودآگاه، از خود بی‌خود، بی‌هوش

متضادها

هوشیارانه

فرهنگ عمید

۱. در حال بی هوشی.
۲. (صفت ) مانند بی هوشان.
۳. (اسم ) داروی بیهوشی.

فرهنگ فارسی

درحال بیهوشی، مانندبیهوشان

جمله سازی با بیهوشانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بیک ره کهکشان هفت پرده همه داروی بیهوشانه خورده

💡 چنان میدید بیهوشانه آدم که جانان را از او پیدا شدی دم

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران