بوسنده
لغت نامه دهخدا
بوسنده. [ س َ دَ / دِ ]( نف ) آنکه ببوسد. بوسه زننده. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ عمید
بوسه کننده.
فرهنگ فارسی
( اسم ) آنکه ببوسد بوسه زننده.
جمله سازی با بوسنده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چرخ بوسنده پایش چو رکاب آمد زود ملک در طاعت دستش چو عنان خواهد شد